العلامة المجلسي ( مترجم : موسى خسروى )
182
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت سجاد و امام محمد باقر ع ) ( فارسي )
مىشود . عرضكرد صحيح ميفرمائيد حاجى كم است باز دعائى خواند دو مرتبه نابينا شد ابو بصير در مورد چشم خود التماس نمود . امام فرمود ما از تو مضايقه نداريم خدا نيز به تو ستم روا نداشته آنچه صلاحت بوده انتخاب كرده ميترسيم مردم نيز فريفته ما شوند و از فضل خدا بر ما فراموش كنند ما را در مقابل خدا بپرستند با اينكه بندهى او هستيم و از عبادتش سرپيچى نداريم و از فرمانبردارى او خسته نميشويم و تسليم او هستيم . ابو عروه گفت با ابا بصير وارد منزل حضرت باقر و حضرت صادق شديم ابو بصير به من گفت در خانه پنجرهاى را نزديك سقف مىبينى ؟ گفتم بلى تو از كجا خبر دارى گفت حضرت باقر به من نشان داده « 1 » حلية الاولياء - ابو جعفر محمد بن على حضرت باقر صداى گنجشك را شنيد فرمود ابو حمزه ميدانى اين گنجشكها چه ميگويند ؟ گفتم نه . فرمود تسبيح خداى بزرگ را ميكنند و تقاضاى روزى امروز خود را مينمايند . جابر بن يزيد جعفى گفت از مجلس عبد الله بن حسن گذشتم ميگفت چه چيز محمد بن على ( حضرت باقر ) را بر من فضيلت داده و بعد من خدمت حضرت باقر رسيدم لبخندى زده به من فرمود جابر بنشين . اول كسى كه از اين در وارد شود عبد الله بن حسن است . من مرتب نگاه ميكردم تا كى وارد شود با اينكه ميدانستم امام راست ميگويد . ناگاه ديدم با قيافهاى كه حاكى از خودخواهى است مىآيد . حضرت باقر فرمود عبد الله تو ميگفتى چه چيز محمد بن على را بر من فضيلت داده ، با اينكه حضرت محمد و على هم جد او هم جد من هستند و بعد به من فرمود جابر گودالى بكن و پر از هيزم كن و آن را آتش بزن . جابر گفت همين كه آتش افروخته شد و به صورت خرمنى گداخته در آمد حضرت باقر روى بجانب عبد الله كرده فرمود اگر معتقدى كه داراى آن مقام هستى داخل آتش برو ترا زيان نميرساند . عبد الله فرو ماند و نتوانست
--> ( 1 ) اين روزنه ممكن است جزء اسرار بوده كه بهر كس نشان نميدادهاند .